۱۳۸۹ مرداد ۱۲, سه‌شنبه

روشهای موثر برای رسیدن به خودباوری

باور کردن خود یکی از اولین قدم ها به سمت موفقیت است. اگر به خودتان اعتماد نداشته باشید، موفق شدن در کارها خیلی سخت می شود.

1. یک شعار برای خود انتخاب کنید و هر روز آنرا برای خودتان تکرار کنید.

2. یاد بگیرید که نظر شما تنها نظری است که اهمیت دارد. افکار و نظرات بی اهمیت دیگران را کنار بگذارید. فقط خودتان هستید که باید واقعیت زندگی را برای خود آشکار کنید.

3. در محل کار، مدرسه یا خانه نظرات خود را بیان کنید. وقتی در ارتباطات خود با دیگران مطیع و سلطه پذیر نباشید آنوقت به خود و نظراتتان اعتماد و اطمینان پیدا می کنید.

4. همه چیز را امتحان کنید حتی اگر ندایی در ذهنتان بگوید که ممکن نیست. حتی کوچکترین پیروزی ها می تواند به شما اعتبار ببخشد و باعث شود دفعه بعدی که با یک مشکل یا هدف روبه رو شدید بیشتر به خودتان اعتماد کنید.

5. رفتارهای دفاعی را کنار بگذارید. وقتی به خودتان می گویید که نمی توانید به یک هدف خاص در زندگیتان برسید، قبل ازاینکه حتی تلاشی کرده باشید اجازه می دهید که شکست بخورید. پس این رفتارها را کنار بگذارید و همیشه متضاد این را به خودتان دیکته کنید.

6. دور و برتان را با افرادی پر کنید که تحسینشان می کنید. وقتی با کسانی هستید که افراد موفقی هستند بیشتر می توانید خودتان را باور کنید. از این افراد کمک بخواهید تا به شما نشان دهند که چطور برای رسیدن به اهدافشان تلاش کرده اند.

7. برای خودتان هدف تعیین کنید. وقتی هدف داشته باشید کنترل در دستان شماست.

8. باید تشخیص دهید که چه موقع به هدفتان می رسید تا به بالا بردن اعتماد به نفستان کمک کند.

9. دلیل شکستتان را پیدا کنید. برای هر کسی پیش می آید که نتواند به هدفی دست پیدا کند اما اگر از شکست هایتان درس بگیرید احتمال موفقیتتان بیشتر می شود.

10. برای قضاوت درمورد موفقیتتان انتظارات واقع بینانه داشته باشید. قبل از اینکه برای دویدن آمادگی جسمانی لازم را پیدا نکرده باشید نباید از خودتان توقع داشته باشید که بتوانید 4 کیلومتر را بدوید.

11. به انتقادات گوش دهید اما اجازه ندهید متقاعدتان کند که کمتر از آن چیزی هستید که واقعا هستید. بعضی منتقدان برای بزرگ تر جلوه دادن خودشان دوست دارند شما را خرد کنند اما خیلی های دیگر هم هستند که توصیه های انتقادی بسیار خوب در اختیارتان می گذارند که به کمک آن می تواند خودتان را ارتقاء دهید.

12. وقت و انرژیتان را به دیگران اختصاص دهید. وقتی اینکار را می کنید، فیدبک مثبت از طرف مقابل دریافت می کنید و احترام آنها را به دست می آورید. با این روش خودتان هم کم کم احترام بیشتری برای خودتان قائل خواهید شد.

13. خودتان را باور کنید تا بهترین باشید.

نکات

· اجازه ندهید دیگران اعتماد به نفستان را پایین بیاورند.
· اگر کسی به شما گفت که فلان کار را نمی توانید بکنید، حرفش را باور نکنید.
· نقاط منفیتان را مثل هدف تیراندازی بدانید و تا می توانید به سمت آنها تیر شلیک کنید. این باعث می شود اعتماد به نفستان بالا رود.

هشدارها

· قبل از اینکه خودتان را باور کنید باید خودتان را بشناسید. باید بدانید که چه چیز برای شما بهتر عمل میکند.
· اگر می خواهید به خودتان ایمان پیدا کنید باید خوب با زیر و بم شخصیتتان آشنا شوید

این متن برای موفقیت شما تهیه شده است

این متن توسط مؤسسه ی آنتونی رابینز برای موفقیت شما تهیه شده است و تا بحال 10 بار در سرتاسر جهان ارسال گردیده است و بدون شک یکی از بهترین متون موفقیتی است که دریافت می کنید.

به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید.
z
با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند.

همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.

وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد.
وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید.
به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .
هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید.
مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.
عمیقاً و با احساس عشق بورزید.
ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید.
در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید.
مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید.
آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید.
وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟
به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند.
وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید :عافیت باشد .
وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید.
این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.
اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.
وقتی متوجه می شوید که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید.
وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود.
زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید.
یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند

غرب مازندران زمستانی شد

مهر: بارش شدید برف در ارتفاعات بخش گردشگری کجور شهرستان چالوس را سفیدپوش کرد.

این برف که در ارتفاعات شاهکوه و اسپرس بخش کوهستانی کجور تا 15 سانتیمتر گزارش شده چهره زمستانی را برای مردمان و حتی گردشگران در غرب مازندران فراهم آورده است.

بارش برف همچنین در بخشهایی از ارتفاعات سه هزار و دو هزار تنکابن و الموت نیز گزارش شده است.

بارندگی های عصر دوشنبه نیز به راههای بخش کجور خسارت شدیدی وارد کرده است. هنوز اخباری از میزان خسارت اعلام نشده است.

هم اکنون دمای هوا در بخش کوهستانی کجور تا 10 درجه سانتیگراد اعلام شده و این منطقه خنکترین نقطه مازندران است.

مازندران دارای دو اقلیم سرد و گرم بوده به گونه ای که سرمای تابستان و گرمای زمستان در بخشهای کوهستانی و دشت زیبایی دوچندانی به این بخش بکر طبیعت خدادادی شمال ایران داده است.

پنج کوه خطرناک جهان کدامند؟

میراث آریا: در بین همه کوه ها و ارتفاعات بلند و صعب العبور جهان، قله‌ها و ارتفاعاتی وجود دارند، که به شهادت تاریخ، در مواردی متعدد، این طعم شیرین فتح را با اختتامیه‌ای تراژیک می‌آمیزند تا خود را به عنوان خطرناکترین قله‌های جهان معرفی کنند. آنچه در ادامه می‌آید معرفی پنج کوه خطرناک جهان است که توسط سایت توریزم ریویو، انتخاب شده اند.

5- کوهستان ایگر؛ سوییس:
به آلپ می‌رویم. بسیاری از صخره نوردان نوردواند(The Nordwand)،‌دامنه شمالی کوهستان ایگر را به دلیل سختی و خطرناک بودن آن می‌شناسند. پس از فتح شدن این قله در سال 1938 تاکنون این دامنه شمالی، مورد توجه و علاقه بسیاری از صخره نوردانی قرار گرفت که این کوه 3970 متری را دیواره مرگ نام نهاده بودند.

با این وجود، و برخلاف چهره مرگبار خود، این کوه زیبایی دلچسبی نیز دارد و آن خط آهنی است که از تونل وسط کوه عبور می‌کند.

در مسیر این خط آهن دو ایستگاه قرار دارد که مسافران می‌توانند با هربار توقف قطار در این دو مقطع از طریق پنجره‌ای که روی دیواره کوه نصب شده مناظر بیرونی آن را به وضوح تماشا کنند. این راه آهن به ایستگاهی به نام جونگفروجوک،‌ مرتفع‌ترین ایستگاه راه آهن اروپا ختم می‌شود.

4- کوهستان کانگچنجونگا؛ نپال، هند:‌
این کوه با ارتفاع هشت هزار و 586 متری خود، سومین کوه مرتفع جهان نامیده شده است.

نرخ حوادث جانی در این کوهستان طی سال‌های اخیر به 22 درصد رسیده که منجر شده است "کوهستان پنج گنجینه برفی" برخلاف روال جاری، متاسفانه دارای شمار بالای حوادث منجر به مرگ باشد.

حوادثی که در بیشتر مواقع به دلیل شرایط بد و سخت آب و هوایی آن به وجود آمده اند. این کوه برای اولین بار در سال 1955 توسط یک تیم کوه نورد انگلیسی فتح شد، اما آنها به دلیل احترام به عقاید ساکنان بومی این منطقه که قله را مکانی مقدس می شمردند، آن را به صورت کامل فتح نکرده و چند متری پایین‌تر از آن را انتخاب کردند. سنتی که از آن روز به بعد توسط دیگر فاتحان این کوه نیز رعایت شد.

3-کوهستان نانگا پاربات؛ پاکستان:
این کوهستان که ارتفاعی هشت هزار و 126 متری دارد، نهمین قله مرتفع جهان بوده و از نظر سعود سومین کوه پر خطر جهان به شمار می رود.

این قله که در رقابت تنگاتنگی با k2 از لحاظ مشکلات فنی صعود است، بخوردار از راه‌های و مسیرهای باریک و صعب العبوری است که رسیدن به نوک قله را برای کوهنوردان بسیار مشکل و سخت کرده است. بلندترین دامنه این کوهستان تا سطح زمین را می‌توان در ضلع جنوبی آن جست، جایی که به دامنه روپال شهرت داشته و ارتفاع آن با کوهپایه بیش از 4600 متر است.

لازم به ذکر است به دلیل مشکلات و سختی‌های صعود به قله و به دلیل دامنه خطرناک آن، نام این کوه را " آدم خوار"‌گذاشته اند.

2- کوهستان کی2؛ پاکستان، چین:
کوهستان کی 2 در سلسله جبال کاراکورام،‌ دومین قله مرتفع جهان با ارتفاع هشت هزار و 611 متر به شمار می‌رود. این کوه که " کوهستان وحشی" لقب گرفته یکی از خطرناکترین قله‌های جهان نیز نام گرفته است.

عبور از یخچال‌های پر پیچ و خم، صعود از صخره‌های پر شیب و طی کردن مسیری با ستون‌های یخی که هر لحظه خطر سقوطی ناگهانی را در بر دارند، ساده ترین راه‌هایی هستند که کوهنوردان را به قله رهنمون می‌کنند. آمار حوادث مرگبار در این کوهستان بسیار بالا است به نحوی که از هر چهار کوهنورد، تنها سه نفر زنده به قله دست پیدا می‌کنند.

1-‌ آناپورانا؛ نپال:
خطرناکترین قله جهان، کوهی است که با ارتفاع هشت هزار و 91 متری خود، دهمین کوه مرتفع نامیده شده است.

آناپورا که آنرا الهه برداشت محصول نیز می‌نامند برای اولین بار در سال 1950 فتح شد و از آن زمان تاکنون 130 کوه نورد دیگر نیز موفق به رسیدن به نوک قله آن شدند.

با این وجود کشته شدن 53 کوه نورد در مسیر صعود به این قله نرخ حوداث مرگبار در آن را به 40 درصد رساند، که در این بین آناپورا را تبدیل به خطرناکترین کوهستان جهان کرد.

هندوانه بهترين شوينده براي كليه‌ها

فارس: يك متخصص تغذيه و رژيم‌درماني با تاكيد بر اينكه هندوانه خواص فراواني براي بدن دارد، گفت: هندوانه بهترين شوينده براي كليه‌هاست زيرا سموم بدن را دفع كرده و باعث شادابي و طراوت پوست مي‌شود.

منصور رضايي متخصص تغذيه و رژيم‌درماني در گفت‌وگو با شبكه ايران گفت: گاهي به غلط گفته مي‌شود هندوانه آب است و خاصيتي جز خنك‌كردن ندارد در حالي‌كه اين ميوه خواص بسيار زيادي دارد.

به گفته وي، هندوانه ادرارآور است زيرا داراي مقدار خيلي كمي سديم بوده و موجب مي‌شود آب زيادي از بدن دفع ‌شود به همين دليل خوردن آن براي كساني‌كه ناراحتي كليه دارند، توصيه مي‌شود.

رضايي معتقد است، خوردن هندوانه به دليل سديم پائين و داشتن پتاسيم به پائين آوردن فشار خون كمك مي‌كند و نيز پوست سفيد داخل هندوانه براي زخم گلو و دهان بسيار موثر است.

رئيس اداره تغذيه بيمارستان دكتر مسيح دانشوري مصرف هندوانه را براي رفع عطش مناسب دانست و گفت: هيچ ميوه‌اي تا اين اندازه آب ندارد و به سبب دارابودن ويتامين ث و ويتامين آ و بتا كاروتن و ليكوپين، صدماتي را كه در اثر استرس، استعمال دخانيات، سموم محيطي و داروها وارد بدن مي‌شود را كاهش مي‌دهد.

وي با اشاره به اينكه هندوانه معده را تقويت مي‌كند، عنوان كرد: اگر بلافاصله بعد از غذا هندوانه خورده شود در هضم غذا اختلال ايجاد مي‌كند زيرا سبب رقيق‌شدن شيره‌هاي گوارشي مي‌شود و نيز نبايد آن را با ميوه‌هاي ديگر مخلوط كرد زيرا توليد نفخ شكم مي‌كند.

رضايي بر اين باور است كه منيزيم و ويتامين ب موجود در هندوانه در تسكين و آرامش اعصاب بسيار مفيد بوده و به رفع كم‌خوابي كمك فراواني مي‌كند.

اين متخصص تغذيه و رژيم درماني افزود: اين ميوه تابستاني به دليل داشتن ليكوپن داراي اثرات ضد سرطاني است و در پيشگيري از سرطان پروستات، سرطان سينه، سرطان رحم، سرطان ريه و سرطان روده بزرگ موثر است.

۱۳۸۹ مرداد ۱۱, دوشنبه

راه‌اندازي يك سايت تحليلي در مازندران

نیوز: سايت تحليلي سياسي- اجتماعي "انگيزه" به جمع رسانه‌هاي مجازي در مازندران پيوست.

صادقعلي رنجبر مدير اين سايت تحليلي گفت: انگیزه، دروازه ورود شما به دنیای مجازی پرفراز و فرودی است که بارزترین قابلیت آن،رهنمون شدن مهمانان به بالاترین چشم انداز قله های باشکوه دهکده مرتفع ارتباطات در قرن انفجار اطلاعات است.

وي افزود: انگيزه، فروتنانه دریافت نظرات شما رابرای رسیدن به فراسوی مطالبات انتظار می کشد.

كاربران محترم مي‌توانند با مراجعه به آدرس http://www.angize.ir از مطالب اين سايت بهره‌مند گردند.

یکطرفه بودن جاده هراز تهدیدی جدی برای رانندگان


شمال نیوز: معاون عملیات ترافیکی پلیس راه با اعلام اینکه محور یکطرفه هراز مشکلات بسیاری را در زمان تعطیلات و بروز سوانح رانندگی برای پلیس و مردم ایجاد کرده گفت: پلیس در محور هراز به مشکل برخورده و هر چه سریعتر باید راهکاری اساسی برای آن اتخاذ شود.

سرهنگ پرویز سیاح البرزی با بیان این مطلب افزود: محور هراز پاسخگوی حجم ترافیک به وجود آمده در تعطیلات نیست و همچنین در زمان تصادفات نیز سطح مطلوب سرویس دهی آن به شرایط نامطلوبی می رسد.

معاون عملیات ترافیکی پلیس راه اظهار کرد: ایجاد آزاد راه تهران - شمال در این محور بسیار ضروری است و پیش از اینها باید ایجاد یک آزادراه در محور هراز در دستور کار وزارت راه قرار می گرفت.

وی گفت: در حال حاضر پلیس در محور هراز به مشکل برخورده و به همکاری و همراهی وزارت راه نیاز دارد.

سرهنگ البرزی ادامه داد: دو محور فرعی در جاده هراز وجود دارد که از آنها می توان به عنوان راه دسترسی استفاده کرد اما این راههای فرعی قابل بهره برداری دائم نیستند و به صورت موقتی می توان از آنها استفاده کرد.

وی افزود: تصادفی که چندی پیش در جاجرود رخ داد بار ترافیکی این محور را تا اتوبان شهید بابایی تهران کشاند و وضعیت بسیار نامطلوبی را به وجود آورد. به همین دلیل یکی از خواسته های پلیس ایجاد محور جایگزین در محور هراز و فیروزکوه است.

معاون عملیات ترافیکی پلیس راه اظهار کرد: وزارت راه در حال بررسی وضعیت محور فیروزکوه است تا در شرایط اضطراری محورهای فیروزکوه و هراز جایگزین یکدیگر شوند.

وی عنوان کرد: ساخت اتوبان پردیس برای دسترسی به رودهن نیز تا حدودی مشکلات این محور را حل می کند.

سرهنگ البرزی گفت: یک لاینه بودن محورهای تردد در محدوده آبعلی و امامزاده هاشم تهدیدی بسیار جدی ای در این محور است که هر چه سریعتر باید راهکاری اساسی برای آن اتخاذ شود.

فردينه ماشو در كندلوس مازندران


جشن بزرگ و محلي فردينه ماشو صبح روز پنج شنبه 14 مرداد ماه 89‌، در دهكده كندلوس كجور برگزار مي‌شود.
اين جشن به همت جمعي از جوانان و فرهيختگان كندلوس با هدف حفظ و احياي فرهنگ، سنن و آداب و رسوم گذشته برگزار مي‌شود.
جشن فردينه ماشو همه ساله با استقبال گسترده مردم منطقه و مهمانان غيربومي در روستاي تاريخي كندلوس برگزار شده است.
هنرمندان كجوري با نواختن طبل و سرنا، رقص محلي، اجراي بازي‌هاي محلي،پختن غذاهاي محلي و ... اين روز را جشن مي‌گيرند.
‌هدف از برپايي اين جشنواره ايجاد نشاط و شادابي و نيز پيوند ميان نسل امروز و گذشته است.
در اين جشنواره علاوه بر اجراي موسيقي محلي، درباره آداب رسوم محلي صداقت‌ها و دلاور مردي‌هاي نسل گذشته و ايجاد وفاق و همبستگي آن زمان‌ها نيز صحبت مي‌شود.

معلم ورزش" چینی" هم آمد

سعیدلو و سفیر چین به این نتیجه رسیدند که ایران و چین، رفت و آمدهایی در زمینه مربیان ورزش داشته باشند.

علی سعیدلو معاون رییس جمهور و رییس سازمان تربیت بدنی صبح یکشنبه با سفیر چین در کشورمان در محل سازمان تربیت بدنی دیدار و گفت‌وگو کرد که این گفت‌وگو نتیجه بسیار جالبی برای ورزش ایران به همراه داشت؛ ورود معلمان ورزش چینی به ایران.

در این دیدار که "خی خی یائویان" سفیر چین در ایران به اتفاق هیات همراه حضور داشتند سعیدلو با بیان این نکته که جمهوری اسلامی ایران و چین در زمینه های مختلف ارتباطات خوب و مطلوبی با یکدیگر دارند گفت: «چین از جمله بزرگان ورزش در آسیا و جهان است و ما دوست داریم از تجارب شما در ورزش استفاده کنیم ضمن اینکه علاقمند هستیم تجارب خودمان را در برخی از رشته های ورزشی در اختیار شما قرار دهیم.»

رییس سازمان تربیت بدنی افزود: «در زمینه تبادل آموزش و علم روز ورزش تفاهم نامه ایی را آماده کرده ایم که به زودی پس از تایید مسولان ورزش چین و امضای نهایی طرفین به امضا خواهد رسید تا وارد مراحل اجرایی شود.»

وی افزود: «ما در این تفاهم نامه حول سه محور با چین همکاری دو جانبه خواهیم داشت که اولین مورد به بحث آموزش مربیان و رفت و آمد مدرسان ایران و چین بین دو کشور بر می‌گردد. در این مورد اگر چه چین در برخی رشته های ورزشی سرآمد است و ما از دانش شما در همین رشته ها استفاده خواهیم کرد اما ما هم در رشته هایی همانند کشتی آزاد و فرنگی، دوچرخه سواری ، وزنه برداری و... می توانیم به ورزشکاران و مربیان شما کمک کنیم.»

محور بعدی برگزاری تورنمنت ها و مسابقات دو جانبه بین تیم های ملی ایران و چین در رشته های مختلف است که با توافق طرفین در یکی از دو کشور به مناسبت های مختلف برگزار خواهد شد.

اما محور سوم تبادل امکانات و استفاده از تجارب و توانمندی چین در زمینه احداث زیرساخت هاست که در این زمینه نیز در توافق نامه بنده های مختلفی دیده شده که پس از امضای نهایی آن بین مسولان ورزش چین و ایران مراحل نهایی آن اعلام خواهد شد.

سعیدلو افزود: «البته زمینه های همکاری دیگری نیز بین دو کشور در بعد ورزش وجود دارد ولی با توجه به اینکه چین در آینده ایی نزدیک درگیر بازیهای آسیایی گوانگژو است شاید این موارد به بعد از بازیهای آسیایی موکول شود با این وجود ما از همین امروز تا هر زمان که مسولان ورزش چین آمادگی داشته باشند حاضریم پذیرای آنها در ایران باشیم تا تفاهم نامه امضا شود ولی اگر فرصت این مهم برای ایشان فراهم نیست در زمان بازیهای‌آسیایی گوانگژو که بنده در مراسم افتتاحیه آن حاضر خواهم بود تفاهم نامه امضا خواهد شد.»

وقتی‌تلویزیون ‌ایران ‌از تی‌شرت‌ سالوادور در هفت‌حوض شکست می‌خورد!

خبرآنلاین - یزدان‌ سلحشور

این بحث از قبل بود که چرا مردم می‌روند سراغ شبکه‌های ماهواره‌ای، اما خب، زیاد جدی نبود همان بحث قدیمی همراه با مردم همگام با مسئولان بود یعنی مخاطبان‌گرامی تلویزیون ایران، از این هشت شبکه عزیز چشم‌پوشی نمی‌کردند بالاخره بحث برنامه کودک و عموپورنگ هم بود بحث فوتبال و 90 و عادل‌خان و عدالت اجتماعی و عمو فردوسی‌پور هم بود.

بعضی‌ها «نرگس» نگاه می‌کردند بعضی‌ها گل‌های دیگر را. بالاخره هر گلی یک بویی داشت. از مردم کوچه و بازار که می‌پرسیدی «دیشب ‌چی خوردی؟» به شما نمی‌گفتند «برنج ویکتوریا، چای ویکتوریا» می‌پرسیدی «برای پسرت از هفت‌حوض چی خریدی؟» نمی‌گفتند «تی‌شرت سالوادور» و البته این تی‌شرت‌ خیلی فرق دارد با پیراهن‌های سالوادور سال 58، که مردم بعد از دیدن فیلم «کودتای شیلی» و سکانس مرگ سالوادور آلنده برتن می‌کردند.

یک روزگاری بود (همین 14- 15 ماه قبل) که صبح می‌رفتی سر کار، همکارت خبر داشت توی سریال ایرانی شبکه سه، دیشب چه پیش آمده حتی می‌توانست از آخرین تحولات در ترکیب بازیگرهایی آن سریال آلمانی «کبرا 11» خبر بدهد. حالا اما، وقتی فیلمبردارها و صدابردارها و نورپردازها و گریمورهای تلویزیون، سر ضبط، دو دقیقه هم سرشان خلوت می‌شود، حرف‌شان درباره قبضه کردن صحنه توسط یک رقیب تازه پریده وسط میدان است: فارسی‌وان.

خب چرا؟ چون مجموعه‌های ارزان‌قیمت را دوبله شده عرضه می‌کند؟ این کار را که «شبکه جم» هم انجام می‌دهد با این همه طرفدار چندانی ندارد. تازه کیفیت مجموعه‌هایش (مگر در دو مورد «فرار از زندان» و «24») بهتر از «فارسی‌وان» است. به خاطر این است که «فارسی‌وان» سانسور نمی‌کند؟

این شبکه‌ که توی ممیزی تصویری، دست شبکه‌های عربستان سعودی را هم از پشت بسته! تنوع دارد؟ غیر از «فرار از زندان» و «24» که همه مجموعه‌هایش (حتی «خانه مد») ملودرام‌اند! کیفیت مجموعه‌‌هایش بهتر از مجموعه‌های ایرانی یا خارجی تلویزیون ایران است؟

همه می‌دانیم جواب این سؤال چیست، نمی‌دانیم؟! فیلم سینمایی هم که پخش نمی‌کند (در مقابل، تلویزیون ایران، آخرین فیلم‌های اکران آمریکا را به طور معمول، بعد از گذشت دو ماه از اکران اول‌شان نمایش می‌دهد) آیا پافشاری تلویزیون ایران بر نمایش نمادها، نشانه‌ها و رویکردهای مذهبی است که مخاطبان را سوق داده سمت فارسی‌وان؟ پس چرا این شبکه در سوگواری‌ها و اعیاد مذهبی، کاتولیک‌تر از پاپ است؟!

اصلاً این شبکه را می‌توان به عنوان یک شبکه تلویزیونی قبول کرد یعنی در همان قد و قواره‌ای که شبکه‌های «MBC» خودشان را جا انداختند؟ با این همه، تا به حال که برد با رقیب بوده، چرا؟ چرا مردم ترجیح می‌دهند به جای نگاه کردن «جومونگ 2» کره‌ای از تلویزیون ایران و با دوبله و صداگذاری خوب، بنشینند یک دعوای عروس و مادرشوهری را باز هم از کره‌جنوبی و البته با دوبله متوسط به پایین، از این شبکه نگاه کنند؟

«افسونگر» که نه دیگر مثل «ویکتوریا» (به قول یکی از کارشناسان محترم تلویزیون) شائبه «زنای ذهنی» دارد و نه مثل «دومین شانس» (که با نام «سفری دیگر» پخش می‌شود) شائبه «زنای چشمی». چرا مخاطبان، «افسون افسونگر» را به «تاوان» و «فاصله‌ها»ی ایرانی و حتی به «جومونگ 2» کره‌ای ترجیح می‌دهند؟ یا لااقل به همان میزان به آنها توجه می‌کنند؟

اگر این مجموعه از تلویزیون خودمان هم پخش می‌شد این‌قدر مشتری‌های پروپاقرص داشت؟ به نظر من، گیر قضیه در اعتمادسازی رقیب نیست در بی‌اعتمادسازی حبیب است!

تلویزیون ایران طی دهه‌ها نبود یک رقیب جدی (حتی آن موقع که مردم در تهران با تقویت آنتن و با تلویزیون‌های سیاه و سفید لامپی، برنامه‌های متفاوت کشورهای همسایه را نگاه می‌کردند) هرطور که خواست از نگره «گلوله ارتباطی» دوران «ژدانف» استفاده کرد و با این تصور که «پیام» یک گلوله است که فقط کافی است رو به سمت مخ مخاطب نشانه‌گیری شود، مخ همه را زد! و حالا که یک رقیب جدی نه با «سوپرمارکت اطلاعات» که با بقالی دومتر در دو متر ته بن‌بست، شیوه بیانی‌اش را طوری انتخاب کرده که به جای یک گلوله، چهار، پنج گلوله شلیک کند سمت مخ مخاطب، بازی را باخته.

آقایان، عزیزان، گرانقدران! این تازه اول قصه است. «فارسی‌وان» با بنیه‌ای ضعیف‌تر از «افغان تی‌وی»، آمده میدان را به دست گرفته اگر با یک شبکه تلویزیونی واقعی و تمام‌عیار روبه‌رو شوید چه می‌کنید؟ آن‌وقت فکر می‌کنم مخاطبان داخل کشور حتی گزارش زنده جام‌جهانی 2014 با صدای فردوسی‌پور را هم نگاه نکنند. از چنین روزی بترسیم و این‌قدر بر نگره ناکارآمد گلوله ارتباطی پافشاری نکنیم.

نامه عروس امام (ره) به فرزندش سید حسن خمینی

سایت روزنامه سیاست روز نوشت : فاطمه طباطبایی همسر سید احمد خمینی و مادر سید حسن به بهانه حوادث سالگرد ارتحال امام خمینی نامه‌ای برای سید حسن خمینی نوشته است که این نامه اخیرا علنی و رسانه ای شده است

متن نامه خانم فاطمه طباطبایی بدین شرح است:

برای پسرم حسن

پسرم؛

سلام گرم مادرانه‌ام را پذیرا باش.

سلامی که افزون بر گرمای عشق مادری، دربردارنده نکاتی است که خوش دارم آن را با تو درمیان بگذارم و خاطراتی را برایت بازگو کنم.

از جدت شنیدم که «انتظار فرج از نیمة خرداد» می‌کشد به‌‌راستی ماه خرداد ماه عجیب و بزرگی است و نیمة آن نیز به همین‌سان.

در سالروز رحلت امام عزیز با احساساتی عجیب و گونا‌گون در مرقد آن پیر سفرکرده حاضر شدیم. آرامگاهی که برای من آرام‌‌‌جای است. با اشتیاق به انتظار دیدارت بودم، شنیده‌هایم از مسئولان حرم، مضطربم ساخته بود. از حضور هماهنگ‌شدة کسانی در حرم آگاه شده بودم. کسانی که جز شعار دادن در مواقع مشخص و در حضور سخنرانان خاص رسالت دیگری ندارند. در آن لحظات از روح پدرم و امام خواستم تا از خدا بخواهند، قلب این خفتگان را بیدار سازد، مگر نه آنکه او مقلب‌القلوب است، اما هنوز درخواستم را بر زبان جاری نساخته بودم، که خاطرة ادب‌ورزی امام چون صاعقه‌‌ای قلب و ضمیرم را درهم کوبید. از‌آن‌‌رو گفتم: خدایا تو خود هرچه صلاح می‌دانی، همان کن. فرزندم با اخلاص در پی نشر آثار جدش است. پس تو او را یار باش.

آری عزیزم، لحظه‌های انتظار دیدنت سخت و دشوار سپری می‌شد. احساس می‌کردم در آن فضای گسترده هوایی برای تنفس وجود ندارد.

بر خلاف سال‌های گذشته شمار اندکی از دوستانمان در جایگاه حاضر شده بودند. برخی از آنان نیز به «مصلحت» واژه‌ای که هیچ‌گاه نفهمیدم طول و عرضش چقدر است، می‌اندیشیدند.

در لحظه‌ای که در جایگاه قرار گرفتی، بی‌اختیار همه برخاستیم و ایستاده ترا نگریستیم. گروه اندکی نیز برخاستند و هیاهویی به‌پا کردند، می‌دانستم که این‌گونه بادها ترا نخواهد لرزاند؛ زیرا که من مادرم و دل مهربانت را به‌خوبی می‌شناسم، کوچه‌ باغ‌های وجودت را بارها و بارها پیموده‌ام و به تأثیر آموزه‌های پدرم که در نوجوانی منطق گفت‌و‌گو را به تو آموخت، ایمان دارم. دیدم که چه با وقار و باشکوه درخشیدی. شعاع طلایی و گرمابخش نور خورشید نیز بر زیباییت افزوده بود. کریمانه در برابر شماری خفته ایستادی. احساس کردم، در سکوت برایشان دعا می‌‌کنی. آری، احساسم به باور تبدیل شد و تو آن‌ها را نیز به دعا و ثنا و صلوات فراخواندی، اما در گوش‌های بسته و چشمان خفته تأثیری حاصل نمی‌شود. تو باز هم سکوت کردی و فقط لبانت را گزیدی.آری، از تو که بر دست و روی عاشق به «معشوق» رسیده؛ عارف به منزل «اطمینان» قدم گذاشته، بوسه‌زده‌ای جز این انتظاری نداشتم.

عزیزم سکوت تو زیبا بود و ژرف. تو با جمله‌ای کوتاه اما پرمعنا - که دل هر بیداری را به درد آورد - هجرت بیست ‌سالة مرادت را یادآور شدی. نامهربانی روزگار را گوشزد کردی و با وقار «مکان»‌ات را ترک کردی، اما «مکانت» تو ظهور یافت.

در آن لحظه به یاد نامة جدت حضرت روح‌الله افتادم که ترا «حسن» نام نهاد و خُلق حَسَن، نام حسن و خَلق حسن را برایت آرزو کرد. آن روز دیدم که چه‌سان دعای آن پیر فرزانه در حق تو مستجاب گشته است. تو با خُلقی حسن و خَلقی حسن در‌حالی‌که بغضت را از نامهربانی دوستان خفته، فرو می‌بردی به خیر و صلاح دعوتشان کردی، احساس کردم تو با اشک‌هایی که از سر مهر و آشتی و نه از سر کین و قهر در درونت جاری شد، عطرآگین شدی و من آن عطر را استشمام کردم و آرزو کردم هرگز چشمة اشک مهرت خشک مباد.

پسرم حسن!

من نیز گریستم. از غم و اندوه اینکه پس از سی‌سال از گذشت انقلاب شکوهمند منطق علیه زور، هنوز شماری، یارای بیان اعتراض خود را ندارند؛ از مفاهمه و گفت‌وگو ناتوانند و همچون کودکان خواستة خود را ابراز می‌کنند و از اینکه چه‌سان گروهی عزت و کرامت نفس افراد را به قربانگاه می‌کشانند، اشک حسرت ‌ریختم.

تماشای قامت کشیده و سرافراز تو روزهایی را به یادم آورد که با کمک پدر نازنین و جدت حضرت روح‌الله روی پای خود ایستادی و با کمک و تشویق آن‌ها شیوه راه‌رفتن‌آموختی. هرگز خندة شیرین و نمکین و نیز نشاط آنان را از اینکه روی پایت ایستادی و با اتکا به زانوان خود گام‌‌های لرزانت را ثبات و اقتدار بخشیدی، آن‌ها را فراموش نمی‌کنم.

آری عزیزم در یک سالگی با دستگیری «روح خدا» گام‌هایت را محکم کردی و در نوجوانی نیز مخاطب توصیه‌های آن پیر ره‌یافته بودی که تو را به اتکا و اتکال به خدا دعوت می‌کرد و از تو می‌خواست خدا را در لحظه لحظه زندگیت حاضر و ناظر ببینی.

به‌راستی عزیزم، در پیشگاه خدا همه عزیزند، همه مخلوق اویند و حق‌تعالی نسبت به مخلوقات خود غیور است. پس همچنان شکیبا باش و حرمت همة مردم را از آن‌رو که مخلوق معبودند، پاس بدار. مبادا حق را در امور به ظاهر کوچک، به بهانة اینکه بی‌بهایند، نادیده انگاری و خدا را در دوردست‌ها و امور به ظاهر بزرگ جست‌وجو کنی. خدا در همین نزدیکی‌ است و من شکوه و عظمت او را در آن روز به‌خوبی حس کردم.

فرزندم!

تو با شعر و شور و شعور پرورش یافته‌ای؛ شیر عشق در رگ‌های تو به خون تبدیل شده و زندگانیت را عاشقانه ساخته است. پس مهربانیت را همچون آفتاب بر همه بتابان. مباد آن روز که دل دریائیت کدر شود. پسرم از تو می‌خواهم شکیبا باشی، عاشق باشی و پرفروغ بمانی و از اینکه رخدادها، شکیبایی و راستی تو را ظهور و بروز بخشید، شکرگزار باش.

شنیدم گفته‌ای دائم نفس خود را در ترازوی رضای الهی می‌سنجی و مدام انگیزة کارهایت را رصد می‌کنی که مبادا از رضای محبوبت فاصله بگیرد. همیشه همین‌طور باش؛ زیرا در دام نام و ترس و طمع، نه خدا را می‌توان دید و نه مردم را. در این دام تنگ و تاریک جز خواهش‌های نفس چیزی دیده نمی‌شود. ترس و طمع شجاعت و عشق را می‌میراند و چراغ روشن آگاهی را خاموش می‌کند. آنکه می‌ترسد و طمع می‌ورزد، سنگ‌واره می‌شود. سنگ‌وارگی برای انسان، دوزخ است و خدا کسی را به چنین دوزخی دچار نکند. پس همچنان تهی باش از خود و سرشار باش از خدا که در این حال هرگز مردم را از یاد نخواهی برد. شادی‌هایت را با آنان تقسیم کن و درد و غم‌هایشان را متحمل شو، سزا و ناسزا را در راه حقیقت بشنو، روا و ناروا را اگر رضایت محبوب است به جان بخر، تا خورشید حقیقت بر جان و قلبت بتابد و «ارض وجودت» به «ارض بیضاء» مبدل گردد.

عزیزم!

آشیان ساختن در بلندای فراغت و استغنا را از امام بیاموز همان‌گونه که پدرت نیز به‌خوبی آموخت. جوانمردانه زیست و در اوج عزت و سربلندی بر دستان که نه بر قلب‌های عاشقان و راست‌قامتان تاریخ کشورمان بدرقه شد.

دلبندم!

به‌خاطر آوردم که گهگاه با هم به حسینیه جماران می‌رفتیم و با شنیدن سخنان دلنشین پدربزرگ مسرور می‌شدیم و تماشای شور و عشق و شیدایی مردم، طراوت‌بخش روح و دلمان می‌‌گشت. یک روز که هشت‌، نه ساله بودی از امام شنیدم که شخصی به خواجه نصیرالدین طوسی نامه نوشت و ضمن بیان اشکالاتی به او جسارت کرد و او را «کلب» نامید اما خواجه حکیمانه اشکالات او را پاسخ داد و در پایان افزود: و اما اینکه شما مرا «کلب» خواندید متذکر می‌شوم که من سگ نیستم؛ زیرا اوصاف و خواص من با سگ متفاوت است. و همچنین داستان دیگری نقل کردند که شخصی ناآگانه به مالک اشتر اهانت کرد و پس از آنکه او را شناخت در پی او به مسجد برای طلب بخشایش رفت، ولی او بزرگوارانه گفته بود: من در اینجا برای تو دعا می‌‌کردم.

پسرم حسن!

مباد ذره‌ای از مهرت نسبت به مردم حتی خفتگانی که به تو ناسزا گفتند خرداد کم شود. مباد از دعای خیر برایشان غفلت کنی، از غفلت مردم نیز لحظه‌ای رنجیده مشو که در فرهنگ پدر و پدربزرگت گناهی ناپسند است.

از پدربزرگت شنیدم که می‌گفت: «من اکثر اوقات برای مردم دعا می‌کنم» پس با دل و جان در هر حال و گام برای آنان خیر بخواه و در خدمت به آن‌ها بکوش و تا می‌توانی گره از رشته‌ها بگشا و از اینکه فرصتی برای خدمتگزاری به آنان پیدا می‌کنی منت‌پذیر باش.

فرزندم!

ضمن تقدیر و سپاس از همة بزرگانی که از تو پشتیبانی کردند به تو می‌گویم - اگرچه نیک می‌دانی - این راستی و پایداری و شکیبایی تو بود که همه آن را ستودند. پس تلاش کن همواره در راه راست، ثابت قدم بمانی و حقیقت را فدای مصلحت نکنی؛ زیرا که هیچ مصلحتی با حق و حقیقت هم‌سنگ نیست.

پسرم!

تو از تبار مردی هستی که ذهنی صاف، سینه‌ای پیراسته، قلبی مطمئن و روحی زکی داشت. تو نیز باید این‌چنین باشی که خداوند لیاقت آن را در تو نیز نهاده است.

حسن عزیزم!

از پیر و مرادمان آموختیم که عالم محضر خداست. پس در پیشگاه معبود و معشوق باید سراپا چشم شد تا زیبایی‌‌های او را دید. چرا که جز زیبایی‌دیدن خسارت است. اتصال به حقیقت و ناظر و حاضر‌دانستن خدا، -حتی در کوران حوادث - انسان را ثابت و استوار و مقتدر دارد و دوری از حقیقت و ندیدن خدا - حتی در اوج قدرت و دولت - انسان را متزلزل و مضطرب می‌‌گرداند.

عزیزم!

این دلنوشته مرا در آستانه تولدت بپذیر و همچنان خالی باش از هوی و در هوای خدایی تنفس کن و جز رنگ خدا، رنگی را مپسند که رنگ خدا در بیرنگی است.

همچنان خوش بدرخش

مادرت فاطمه - تیرماه 1389

گفتنی است چند روز قبل نیز سید احمد خمینی فرزند سید حسن نامه ای به پدرش نوشته بود.

طنز/اعتراضات گسترده در شرایط کنونی

شکیبا، شهرام - مجدداً شرایط دارد کنونی می‌شود

مجدداً شرایط دارد کنونی می‌شود و موجی تازه از اعتراضات گسترده در راه است. اینکه نتایج این اعتراضات چه خواهد بود و میزان گستردگی تا چه حد است را نمی‌دانم. این موضوع را باید کارشناسان مربوطه و «گستردگی اعتراضات‌شناسان در شرایط کنونی» بررسی کنند.

1- اعتراض توکلی: احمد توکلی نماینده مجلس و عضو کمیسیون برنامه و بودجه از اجرای طرح تأمین آتیه فرزندان انتقاد کرد و آن را اقدامی غیرقانونی دانست و خواستار توقف اجرای این طرح از سوی دولت شد.

همزمان با اعلام این خبر موج گسترده‌ای از اعتراضات خودجوش مردمی شکل گرفت. جماعت به شکلی کاملاً خودجوش و سازمان‌یافته جلوی مجلس جمع شدند و شعار «احمد بی‌توکل خجالت خجالت» و «ما اعتراض داریم،‌ کودک ناز داریم، تومان نیاز داریم» سر دادند.

خبرنگار سرویس «دلسوختگان خودجوش» روزنامه با چند تن از معترضان گفت‌وگو کرده است.

قلی کلخورانی،‌32 ساله، کارگر کفش ملی: اینا ما رو مسخره کردن. باید از مجلس برن بیرون. من روی قول رئیس‌جمهور حساب و سرمایه‌گذاری کردم. 4 ماه دیگه بچه‌ام به دنیا میاد. نباید این جوری با سرنوشت ما بازی کنن. من هزارجور کار و تلاش کردم. حالا که می‌خوام نتیجه‌اش رو ببینم اینا می‌گن نمی‌شه. من خواهش می‌کنم قوه‌قضاییه به شدت برخورد کند.

اردلان مسیبی، 64 ساله، باربر: من با این سن و سالم زن اولم رو راضی کردم که اجازه بده دخترخاله کوچیکه‌شو که همه خواهراش دوقلوزا هستن رو بگیرم. کلی هزینه دوا و درمون و قرص و کپسول و جینسینگ و ماهی سمنقور و اینا دادم. درسته حالا بگن پول نمی‌دیم؟ من به پسر اولیم قول دادم با دستمزد تولید دو تا برادر جدیدش، پیش‌قسط یه پراید بدم که بره باهاش توی آژانس کار کنه. خدا رو خوش میاد. من پیرمرد رو با دو تا زنگوله پای تابوت انگشت‌نمای خاص و عام کنن، جایزه و دستخوشمم ندن؟! قوه‌قضاییه باید با این موضوع به شدت برخورد کنه.

2- اعتراض تولیدکنندگان آب‌ معدنی: تولیدکنندگان آب‌معدنی به بررسی تعیین سطح کیفی آب‌های معدنی توسط یک شرکت نفتی معترض شده‌اند. اگر اعتراض آنها به جایی نرسد به احتمال قوی بررسی سطح کیفی تولیدات و وزارتخانه‌های بررسی‌کننده ‌آنها به شرح زیر خواهد بود.

- بررسی تعیین سطح کیفی جوراب‌های زنانه توسط وزارت مسکن.

- بررسی تعیین سطح کیفی سنجاق‌قفلی سایز متوسط توسط وزارت دفاع.

- بررسی تعیین سطح کیفی گوش‌پاک‌کن توسط وزارت امورخارجه.

- بررسی تعیین سطح کیفی تخم شترمرغ توسط وزارت ارشاد.

- بررسی تعیین سطح کیفی ناخن‌گیر توسط وزارت علوم و تحقیقات و فناوری

3- اعتراض روزنامه رسالت به برنامه‌های شهرداری و سازمان ملی جوانان: روزنامه رسالت به شهرداری معترض شده است که در پارک‌ها برنامه‌های جشن برگزار کرده و در برنامه‌هایش «اختلاط دختران و پسران» به وجود آمده. این روزنامه به سازمان ملی جوانان نیز برای برگزاری «جشنواره ملی جوان» که در حاشیه‌اش «اختلاط دختران و پسران» به وجود آمده معترض شده و از گسترش این همه بی‌بند و باری و رونق ابتذال و بی‌توجهی به ارزش‌ها ابراز نگرانی کرده و نوشته است: «باید در این‌گونه مراسم به فکر ایمن‌سازی و تقویت قوه دفاعی آنان در برابر مفاسد باشیم.»

لطفاً دوستان طرح قوه‌ دفاعی و ایمن‌سازیشان را در برابر تیر نگاه و خدنگ‌ مژگان با همکاری وزارتخانه‌های مربوطه نظیر وزارت دفاع، ارشاد، رفاه و... زودتر تکمیل کنند، چون در این روزهای پایانی ماه شعبان جشن زیاد است. ممکن است یک وقت یک دختری به یک پسری سلام کند و بی‌ناموسی مملکت را بردارد.

۱۳۸۹ مرداد ۱۰, یکشنبه

تفاوت‌های گوسفند و گوساله

طنز
تفاوت‌های گوسفند و گوساله
وبلاگ > شکیبا، شهرام -

عباس قبادی، رئیس سازمان بازرگانی استان تهران: «قیمت گوشت گوساله در 6 ماه گذشته ثابت بوده و هیچ تغییری پیدا نکرده است و دلیل افزایش قیمت گوشت گوسفند نیز خشکسالی دو، سه سال گذشته و از بین رفتن دام مولد است.»



بنده به سهم خودم از ایشان بسیار متشکرم. چون با این اظهارنظر مشعشع و روشنگرشان بسیاری از سؤالات مطروحه در ذهن بنده را پاسخ دادند و من را از اشتباهی بزرگ نجات دادند. من تاکنون به اشتباه هنگام عصبانیت بدون دقت به ظرایف خاص و شخصیت اجتماعی لب به ناسزا می‌گشودم و به دیگران «گوسفند» یا «گوساله» می‌گفتم اما از امروز دیگر با توجه به عمق سخنان ایشان ملاحظات بسیاری را باید درنظر بگیرم. چون:

1- گوسفند با گوساله تفاوت دارد. چون گوسفند علف می‌خورد ولی غذای گوساله احتمالاً چیزهایی است در ردیف آبدوغ‌خیار، سوشی، دمپختک، بیف‌استراگانف، نون و پنیر و خیار و ... چرا که خشکسالی و کم شدن علوفه باعث گرانی گوشت گوسفند می‌شود ولی تأثیری در قیمت گوشت گوساله ندارد.

2- کانون خانواده در میان گوساله‌ها بسیار گرم است، اما گوسفندان توجهی به خانواده ندارند. لذا گوساله‌ها زاد و ولدشان بیشتر است اما گوسفندان خانواده ندارند و لذا زاد و رودشان کم است چرا که گوساله‌ها دام مولد به حساب می‌آیند ولی گوسفندان، نه.

3- سن ازدواج در جامعه گاوها کمتر از سن ازدواج در جوامع گوسفندی است. گاوهای جوان را «گوساله» و گوسفندان جوان را «بره» می‌گویند. رئیس سازمان بازرگانی استان تهران به مولد بودن گوساله‌ها اشاره کرده. ولی کسی تا به حال از ازدواج دو بره جوان خبر نداده است.

با توجه به نکات یاد شده درمی‌یابیم که جوامع گوسفندی با توجه به وابستگی غذایی‌شان به علوفه، جوامعی تک‌محصولی و صرفاً مصرفی به حساب می‌آیند. اما جوامع گاوی، جوامعی پویا و مولد هستند. جوامع گوسفندی با توجه به فروپاشی خانواده‌ها به سرعت مضمحل می‌شوند و اساساً در معرض فروپاشی کامل هستند. اما جوامع گاوی کاملاً برعکسند.

فرمول ریاضی دست دادن

یک دانشمند انگلیسی فرمول ریاضی را ابداع کرده است که با کمک آن می توان به بهترین روش با دیگران دست داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، دست دادن باید با تصمیم، اعتقاد راسخ و انرژی، نگاه کردن مستقیم به چشمهای طرف مقابل، با موقعیت درست بدن و دستهای خشک همراه باشد.

به منظور رسیدن به یک روش مطلوب دست دادن که شأن و شخصیت بالای دست دهنده را در تعاملات اجتماعی و به خصوص حرفه ای نشان دهد، جئوفری بیتی رئیس موسسه علوم روانشناسی دانشگاه منچستر به سفارش مارک "شورلت انگلیس" یک فرمول ریاضی را ارائه کرده است.

به گفته این دانشمند، دست دادن یک حالت بسیار رایج و پرمعنی در تعاملات اجتماعی است که موجب می شود دیگران در مورد شخصیت فرد قضاوت کنند.

هر فردی در طول دوران زندگی خود به طور متوسط حدود 15 هزار مرتبه با دیگران دست می دهد اما در 19 درصد از موارد، دست دادن می تواند به طور ناصحیح انجام شود.

داشتن دستهای عرق کرده، فشار دادن زیاد دست و نگه داشتن آن به مدت طولانی و نگاه نکردن به چشمهای طرف مقابل موجب می شود که طرف مقابل قضاوتهای منفی در مورد شخصیت اجتماعی فرد داشته باشد.

معادله این فرمول که HP (دست دادن مطلوب) نام دارد به شکل زیر است:

PH = √ (e^2 + ve^2)(d^2) + (cg + dr)^2 + π{(4^2)(4
^2)}^2 + (vi + t + te)^2 + {(4^2 )(4^2)}^2
در این معادله e برای "تماس بصری"، ve برای سلام گفتن به صورت کلامی، d برای لبخند زدن با چشمها، دهان و تقارن صورت، d برای تمامیت فشار دست، dr برای دستهای خشک، s برای نیروی فشار دست، te برای ثبات دست، p برای موقعیت دست، vi برای قدرت دست دادن، t برای دمای دست، c برای کنترل و du برای مدت زمان نگه داشتن دست استفاده می شود.

براساس گزارش دیسکارو مگزین، در این معادله امتیاز 5 بهترین امتیاز و 1 پایین ترین امتیاز است.

زمان مراسم روز هفت مسعود عزيز

عجب رسميه رسم زمونه
قصه برگ و بادو خزونه
ميرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا ميمونه
مراسم ترحيم و روز هفت مسعود مرزآرا در روز دوشنبه مورخ 11/5/89 از ساعت 9 صبح لغايت 14 در مسجد علي ابن ابيطالب روستاي روآر(رودبار) برگزار خواهد شد .